سلام . ممنون که همیشه سر میزنید. لیوان مباش دریا باش!!!!! مردی از دست روزگار سخت می نالید . پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.استاد لیوان اب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟ فرد شاکی تف کرده و گفت :خیلی شور و غیر قابل تحمل است. استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار اب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟ فرد شاکی گفت "خوب است و می توان تحمل کرد. استاد گفت شوری اب همان سختی های زندگی است .شوری این دو اب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود.سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.لیوان مباش دریا باش
![]()
نظرات () سلام بچه ها
راستش این امتحان ها رخصت نمیده یه سری هم به وبمون بزنیم من یه دوست دارم که خیلی دوست داره نویسنده بشه یه متنی درباره ی طلوع افتاب نوشته بود من که خوشم اومد حالا میخوام بزارم شما هم بخونید پس شما هم بخونید و از 20 بهش نمره بدید.
طلوع افتاب
طلوع افتاب بهترین لحظه ی زندگی است.یک روز هنگام سحر به بالای پشت بام رفتم .یکی از همان روز هایی که باز خورشید قهر کرده بود و منتظر منت کشی ادمیان بود .رفتم تا از او منت کشی کنم وبه بگویم که زنگی بدونش هیچ و پوچ است .انقدر منتظر جوابش ماندم تا بالاخره جوابم داد .بالا خره از پشت سنگرگاهش که کوه ها هستند بیرون امد بیرون امد و چهره ی خندان و نورانی اش را بار دیگردر مردمک چشمانم به نمایش گذاشت .همان لحظه ای که انتظارش را میکشیدم خورشید سیمای قهرگونش را شکافت .انقدر نورانی بود که حتی نتوانستم لحظه ای سیر به او نگاه کنم.ناگاه همه جا نارنجی شد.شهر لحظه به لحظه رنگ عوض میکرد و کم رنگ تر می شد. تا اینکه کاملا ازخانه ی خویش در امد و میهمانی ما را پذیرفت .هنگام طلوع بر همه جا یکسان نور پاشید و همه جا را در لحظه ای روشن کرد چه لذت بخش است لحظه ی طلوع و چه لذت بخش است لحظه ی اشتی.
نظرات () سسسسسسسسسسسسسسسسسسلام.این نی نی های زیبا رو دیدم گفتم حیفه بزار شما ببین و لذت ببرید.راستی حتما نظر بدید اگه خوشتون نیومد بگین از این چیزا نذارم.







نظرات ()